تبليغاتX
هنرایرانی

هنرایرانی
آشنایی با هنر خوشنویسی و تذهیب در ایران
»



» B a h a r 2 0 C o m

زندگنامه میر عماد الحسنی

 

ميرعماد الحسني سيفي قزويني از مشهور ترين خوشنويسان تاريخ هنر ايران است كه توانست پايه خط نستعليق را چنان مستحكم نمايد كه تمام صاحب نظران خطوط اسلامي آن را عروس خطوط ناميدند . قلم او بيشترين تاثير خود را در عرصه خط نستعليق گذاشته است . زندگي او در تذكره ها و رسالات و متون مختلف آمده اما گوشه هاي پنهان زندگي او همواره ناشناخته مانده است. در لغت نامه دهخدا آمده است : عماد قزويني خطاط مشهور ( 961-1024 ) نام او عمادالملك قزويني حسني بود و در خط نستعليق دستي توانا داشت . خط مير براي حسن خط مثل بوده است و برخي خط او را برخط ميرعلي هروي ترجيح ميدادند .در سال 1024 ه.ق شاه عباس صفوي وي را متهم به پيروي از مذهب تسنن نمود و امر به قتل او شد وي در آخرين شب ماه رجب همان سال در راه حمام بقتل رسيد . گويند ميرزا ابوتراب خطاط اصفهاني شاگردش جنازه او را در دروازه طوقچي دفن نمود و چون ميخواستند براي او مقبره ايي بسازد مانع شدند . فرزندان و ياران او را هم طرد كردند و همگي به هندو روم پناه بردند خاندان او همگي در خط سر آمد بودند . بنا به گفته خانم آن ماري شيمل در كتاب خوشنويسي و فرهنگ اسلامي ميرعماد در سن 8 سالگي شروع به آموزش خط نمود . دكتر مهدي بياني استاد دانشگاه در مورد تاريخ تولد و سالهاي زندگي او ميگويد : از ترجمه مورخين و تذكره نويسان ميآيد كه مير در سال 1027 در اصفهان بقتل رسيد و بيشتر تذكره نويسان همين تاريخ را نقل كرده اند . اما مستقيم زاده تاريخ مرگ مير را بسال 1024 ميداند. اين قول بيشتر از جانب صاحب عالم آراي عباسي است كه معاصر با ميرعماد ميباشد و بيشتر صحيح است . سن مير 63 بود كه به تاريخ 961 هم ميرسد . ميرعماد در قزوين متولد شد و دوران كودكي و نوجواني خود را در قزوين گذراند و براي تكميل هنر خود به تبريز سفر كرد . در مورد ساليان اوليه زندگي او و آغاز يادگيري اش در قزوين سخنان زيادي به ميان است اما هيچ كدام قطعي نيست . در تذكره خط و خطاطان آمده است : در ابتدادر شهر قزوين شاگرد عيسي رنگ كار بود و بعد در سلك شاگردان مالك ديلمي در آمد . بعدها شهرت ملا محمد حسين تبريزي را شنيد و به تبريز سفر كرد و شب و روز به مشق خط پرداخت . در كتاب مرقع گلشن نوشته مهدي بياني آمده است : ميرعماد نزد دو تن از استادان خط تعليم گرفت و پس از اندك زماني دو استاد تعليم ميررا نزد خود لازم ندانستند . دو استاد اصلي مير مالك ديلمي و محمد حسين تبريزي است و عيسي رنگ كار و حتي بابا شاه اصفهاني هم نمي توانند جزو استادان او باشند . زيرا عيسي خوشنويس از ركابداران شاه طهماسب اول صفوي بود و بعيد است كه پس از 54 سال سلطنت شاه وي حيات داشته باشد خصوصا كه صاحب گلستان هنر نقل ميكند كه او در آخر عمر متولي امامزاده ايي در گناباد شد و در سال 984 در گذشت . همچنين بابا شاه بسال 996 در اصفهان فوت كرد و مير 12 سال بعد از او به اصفهان رسيد . بيشتر تذكره نويسان عقيده دارند كه مير از روي خط باباشاه و ميرعلي مشق ميكرد كه اين مورد صحيح است . دكتر بياني در كتاب سير احوال و آثار خوشنويسان ميگويد : مالك ديلمي بسال 966 در گذشت و مير در آن زمان كودكي 5 ساله بود . اما در استادي محمد حسين تبريزي شكي نيست . گويند ميرعماد براي تعليم خط نزد او رفت تا روزي پس از ممارست و مشق خط هاي بيشمار قطعه ايي نوشت و به نزد استاد برد . محمد حسين چون آن را ديد به مير گفت اگر چنين تواني بنويس و گرنه قلم فرو گذار و چون مير به استاد گفت خود نوشتن او خط و مير را بوسيد و گفت كه تو از امروز از استاداني . اين سخن به منزله جواز و تصديق حسن خط مير عماد است . ميرعماد پس از طي مقدمات خط در قزوين براي تكميل آن عازم بلاد ديگر شد تا عاقبت به در بار صفوي راه يافت . به قول صاحب گلستان هنر مير ابتدا براي زيارت خانه خدا به مكه سفر كرد و صاحب تذكره خط گويد محمد هلال بن نجم الدين از بزرگان شام به نيت فراگيري مقدمات نستعليق در اين سفر همراه او بود . در مراجعه به ايران در سلك هنرمندان كتابخانه فرهاد خان قرامانلو كه از بدو سلطنت شاه عباس اول مصدر مشاغل لشكري و كشوري بودند قرار گرفت و چند سال در تمام مدت حكومت فرهاد خان در سمنان و دامغان و طبرستان و بسطام و خراسان همراه و ملازم او بود تا بسال 1007 ه.ق فرهاد خان بدست الله وردي خان از سرداران شاه عباس بقتل رسيد و همان زمان مير از خراسان به قزوين بازگشت و بقول كلمان به گيلان رفت و دوباره به قزوين بازگشت و مقيم شد اين دوران مصادف با سلطنت شاه عباس است كه اصفهان بصورت يكي از زيباترين شهرهاي ايران در آمده بود . مركزيت هنري اين شهر باعث شد تا ميرعماد در سال 1008 ه.ق براي خدمت به شاه عباس راهي اصفهان شود . به محض رسيدن او به شهر عريضه ايي نوشت كه در مرقع گلشن به بيان كامل متن نامه پرداخته شده است . شاه پس از استحضار از مضمون نامه و اطلاع از هنر مير او را به دربار فرا خواند و مورد لطف و عنايت خود قرار داد ميرعماد به شكرانه اين مرحمت شاهانه قطعات خط با اشعاري در مدح شاه نوشت و تقديم نمود . ميرعماد پس از اقامت در دربار شاه به لطف و عنايتي كه در حق او ميشد مفتخر گرديد و با اخلاق كريمه خود مورد ستايش شاه ونور چشم او گرديد . اين مورد باعث حسادت و فتنه و عداوت شد تا جايي كه مير بخاطر نامردي ها با سرودن اشعاري گله مندي هاي خود را ابراز داشت . اين فتنه ها باعث كم رنگ شدن محبت شاه نسبت به مير گرديد و در عوض عليرضا عباسي مورد تفقد شاهانه قرار گرفت محبوبيت عليرضا عباسي نزد شاه به حدي شد تا جايي كه شاه شمعدان بدست بالاي سر او ايستاده تا وي مشق خط نمايد . اين عمل شاه باعث دلگير ي ميرگرديد پس خطاب به شاه شعري بخط خود نوشت و فرستاد . اين كدورت به حدي بالا گرفت كه زبان مير نسبت به شاه نيش دار تر و كينه توزانه تر شد . كينه حسودان بجايي رسيد كه اشعار ميرعماد را كه در نكوهش شاه سروده و نوشته بود را به سمع و نظر شاه عباس برسانند . شاه از كرده مير ناراحت شد و براي صحت ادعاي ديگران 70 تومان فرستاد و در خواست كتابت شاهنامه را بنمود . پس از يك سال شاه پيكي فرستاد و در خواست كتاب را نمود ميرعماد 70 بيت را كه نوشته بود ارسال نمود و و در جواب پيغام شاه ميگويد :

بگوييد وجه سر كارزياده براين كفايت نكرد و مقدار پول به اندازه ابيات نگارش شده است . شاه از اين عمل برآشفت و ابيات راپس فرستاد . مير كليه ابات را با قيچي بريد و هربيت را به مبلغ يك تومان به شاگردان خود فروخت و پول شاه را پس فرستاد . اين عمل ميرعماد باعث نفرت شاه از ميرعماد گرديد . از ديگر دلايل نفرت شاه از مير مذهب تسنن او ست .در كتاب احوال و آثار خوشنويسان آمده است : چون ميرعماد به تسنن مشهور بود و شاه نسبت به تشيع تعصب داشت اين مورد باعث مزيد علت شد كه در نهايت منجر به قتل ميرعماد گرديد . گويند شاه فرياد كشي و گفت : ( كسي نيست مرا از دست اين مرد خلاص كند ) يا ( كسي نيت مرا از دست اين سني نجات دهد ) يا ( كسي نيست اين مغرور را بكشد ) يا ( ما يك تن قزويني نديديم كه يك ذرع دم داشته باشد ) . مقصود بيك مسگر قزويني رئيس قبيله شاهسون قزوين بقول صاحب آراي عباسي در آخرين شب ماه رجب 1024 كه ميرعماد از راه حمام بنا به دعوت مقصود بيك بخانه او مي آمد جمعي از اوباش و ارازل را وا داشت كه در تاريك شب او را به قتل برسانند . در تذكره خط و خطاطان ميرزا حبيب اصفهاني آمه است كه مقصود بيك از دوستان مير بود كه به تحريك شاه اين كار را انجام داده است . برخي هم بر اين عقيده بودند كه خشم شاه در اداي اين جملات مرگ مير نبوده است زيرا وقتي شاه از قتل مير خبر دار شد بسيار ناراحت شد و دستور قصاص قاتل را صادر كرد . اما علي قلي خان واله عقيده دارد كه قتل مير به اشاره و فرمان شاه بود . جسد مثله شده مير به مدت چند روز روي زمين بو و كسي جرات خاكسپاري را نداشت تا اينكه مري او ميرزا ابوتراب وي را در مسج مقصود بيك واقع در دروازه طوقچي اصفهان بخاك سپردند در اين زمان به دستور شاه بر جسد او احترام گذاشته و گروهي از شاگردان و امرا و شاهزادگان در آن مراسم شركت داشتند . مدتي بعد خبر قتل مير به سراسر ايران و بلاد اطراف رسيد و بويژه در هند و عثماني كه شيفته خط مير بودند مراسم سوگواري بپاشد . جهانگير شاه هند از روي تاسف اعلام نمود اگر مير را به من داده بودند هم وزن او طلا ميدادم . ابوتراب در وصف استاد خود شعري سرود و سنگ قبري با خط خود براي مزار مير تهيه كرد اما موفق به نصب آن نشد تا عاقبت آن را بر قبر خود قرار دادند . پس از مرگ مير خاندان و شاگردان ميرعماد از ترس شاه مخفي و يا به عثماني و هند هجرت كردند و در آنجا مورد لطف شاهان قرار گرفتند و در اشاعه خط نستعليق ايراني در خارج مرزهاي ايران سهم بسزايي داشتند .

2-  نام و لقب ميرعماد :ميرعماد از سادات سيفي حسني وبا كنيه قزويني است و چون پيرو مسلك عمادالملك بود اين لقب را به خود گرفت . دكتر بياني به اين نظريه با ديده ترديد مينگرد و ميگويد : عموم تذكره نويسان او را بنام ميرعماد ميخوانند و واضح است كه در زمان حيات هم به اين نام معروف بود . مستقيم زاده در تذكره تحفه الخطاطين اسم او را محمد و پدر ش را حسين مينامد . عبدالمحمد خان و كلمان هوار و مستقيم زاده بيان ميكنند :

ميرعماد به دليل لقب حامي خود عمادالملك از بزرگان صفوي لقب عماد را برخود نهاد . دكتر بياني ميافزايد كه لقب عماد الملك مربوط به شخص ميرعماد است . زيرا 9 فقره از آثارش با نام عمادالملك رقم خورده است .در يك نسخه از تكلمه النفخات عبدالغفور لاري مير عماد در حواشي آن نسب خود را چنين بيان كرده است :    ( عماد بن ابراهيم الحسني )

نسبت سيادت مير را همه تذكره نويسان حسني دانسته كه از خاندان سيفي قزوين بوده است و در دستگاه دولتي صفوي مصدر كتابداري ومستفي و داراي پايه بلند بوده اند . نام ميرعماد جلالالدين محمد خوش نويس و پدر ش مير شريف از بني اعمام قاضي جهان سيفي قزويني وزير شاه طهماسب صفوي و حسن علي سيفي جد مير را نام برده اند . در مورد سيادت حسني ا حسيني ميرعماد شك هست . غلام محمد هفت قلمي و كلمان هوار و عبدالمحمد خان او را حسيني ميدانند . اما به احتمال زياد حسني است . و گاهي حسيني يا حسني رقم ميزده است . اما در يك قطعه بنا به گفته دكتر بياني نوشته شده ( مشقه عماد ثاني حسيني ) و شك بر طرف گرديد يعني قريب نيم قرن بعد از ميرعماد شخصي بنام ميرعماد الحسني يا حسيني ميزيسته است اين مطلب از كتاب سرمايه ايمان تصنيف عبدالرزاق لا هيجي آمده كه عبارت ( تمت الرساله سرمايه ايمان بعون الملك المثال بتاريخ روز دوشنبه 19 شره جمادي الاول سنه احدي و سبعين و الف . كتبه العبد عمادالحسيني ) است .

القاب ميرعماد الحسني : عماد ميرعماد مير عماد حسني ميرعماد الحسني ميرعماد حسني قزويني عمادالملك قزويني عمادالملك حسني عمادالملك حسني قزويني عمادالحسني قزويني .

3-    مذهب ميرعماد:يكي از دلايل قتل ميرعماد شايعه سني بودن اوست . بنا به قول اكثر تذكره نويسان و تاريخ نگاران مذهب او سني است اما هيچ گونه مدرك يا سندي برا ياين ادعا و جود ندارد و بعكس هرجا نام آل نبي آمده است از آن ها به نيكي يا كرده است و در هيچ جا شعر يا متني در وصف خلفا ديده نشده و در ارتباط با امام علي ( ع ) مناجات نامه و يا دعاي نادعلي بارها نگارش شده است . در يك قطعه خود نوشته : علي الله في كل الامور توكلي و بالحسني اصحاب العبا توسلي .

4-    ويژگي اخلاقي ميرعماد : او مردي آزاده و بزرگ منش بود و هنر را برا يهنر دوست ميداشت و براي رسيدن به حد والاي هنر خود و ديگران را فراموش ميكرد تا جايي كه گويند مدت 3 سال سر خود را اصلاح نكرد . ارتباط او با شاگردانش در حد مريد و مرادي بود و باي او قائل به كرامات بودند . نصر آبادي از قول ابوتراب شاگرد ميعماد گفته است :

روزي در قهوه خانه نشسته بودم ميرعماد با رشيدا خواهر زاده اش گذر كرد بخاطرم رسيد اگر مير صفاي باطن داشته باشد به قهوه خانه مي آيد . با اينكه چند قدم بيشتر نرفته بود برگشت قهوه خورد و گفت از اين چيزها در خانه ما هم يافت ميشود . ابوتراب تنبيه شد روز ديگر به خانه مير رفت و در بالاخانه او منزل يافت . بنا به اشعار مير براي شاه نشان ميدهد كه او تا حدود

زيادي مغرور و طبع حساسي داشته است .

5-    فرزندان و نزديكان ميرعماد : ميرعماد پسري بنام ابراهيم و دختري بنام گوهر شاد داشت كه از بيم شاه به عثماني و يا هند هجرت كردند . پس از قتل مير جهانگير شاه برخي از بستگان مير را مانند عبدالرشيد ديلمي را پناه داد.

6-    ويژگي خط ميرعماد : بنا به راي كارشناسان خط ايراني در عالم نستعليق از ابتدا تا كنون كمتر خطاطي يافت شده كه خطش به استواري و قدرت و شيوايي قلم مير باشد . مير عماد زيبايي خط نستعليق را به اعجاز رسانيده است .

بنا به گفته دكتر بياني مير در لطف قلم و قدرت كتابت يد بيضا نمود و خط او بدون اصلاح استوار و خوش اندام است خفي را نمكين و جلي را استوار و شيرين مينوشت . زيبايي خط او عالم گير شد و شعرا در وصف او شعر ميسرودند از جمله مير عبدالغني تفرشي از شعراي معاصر ميرعماد در يك رباعي گفته است :

تا كلك تو در نوشتن اعجاز نماست        بر معني اگر لفظ كند ناز رواست .

آوازه شهرت مير در زمان حيات و ممات عالم گير شد و در بلاد هند و عثماني آثار او را به بهاي زر خريد و فروش ميكردند و شاهان به داشتن آثار او مباهات داشتند .

از لحاظ اسلوب خط مير تابع شيوه ميرعلي هروي بود كه بعد از عزيمت به اصفهان به شيوه بابا شاه مشق نمود . عمده قطعات او در قالب چليپا است كه نحوه تركيب بندي خطوط مير سرمشق تمام چليپا نويسان است . او اين فرن نوشتاري را به اوج رساند و شيوه سياه مشق هاي او بعدها الگويي برا ي استادان قرون بعدي مانند ميرزا غلامرضا در قرن 13 ه.ق گرديد . 

7-    استادان ميرعماد : در شناسايي اولين استاد مير هيچ اطلاعي در دست نيست . اما از آنجا كه او از خانواده صاحب ديوان بوه است در ميان افراد خانواده اش به او خط را آموزش دده اند . از استاداني كه به منسوب كرده اند يكي عيسي بيك رنگ كار است . كه اين انتساب رد شد زيرا او در سال 981 ه.ق فوت كرده است . دومين استاد امير مالك ديلمي است كه در انتساب او هم شك نيست . ملا محمد حسين تبريزي دومين استاد مير عماد است .

شاگردان ميرعماد :  ميرعماد پس از ورود به اصفهان معروف شد و شهرت او باعث شد تا شاگردان بسياري به او رو آورند . اين افراد از طبقات مختلفي بودند و در ميان آنان شاهزادگان و درباريان بچشم ميخوردند . او مدت 16 سال اقامت در اصفهان شاگردان بسياري را تربيت كرد از جمله : نورالدين محمد لاهيجي ميرمحمد مقيم تبريزي عبدالرشيدديلمي مير ابراهيم عماد ابوتراب اصفهاني عبدالجبار اصفهاني محمد صالح خاتون آبادي درويش عبدي بخارايي ميرزا تقي مستوفي الممالك گوهر شاد دختر ميرعماد حاجي جمال بن ملك محمد شيرازي ( جمالا ) شمسا شيرازي عبدالرزاق قزويني فيض امير فيضا ( فخرالزمان ) محراب بيگ مير محمد علي شوهر گوهر شاد مير ساوجي نوراي اصفهاني مير يحيي اصفهاني

9-    تابعين شيوه ميرعماد : جعفر حسيني سبزواري حافظ خورشيد شكرالله نامه نگار مير عبدالرحمن آخوند زاده عبدالوهاب شيرازي ملا علي بقا علي قوسي هدايت الله لاهوري .

 10- آثار ميرعماد درموزه هاي ايران و جهان : مناجات نامه حضرت علي ( ع ) تكلمه النفحات تحفه الاحرار گلشن راز شبستري ديوان حافظ گلستان سعدي و.

تحفه الاحرار جامي- قلم كتابت عالي رقم ميرعماد سنه 1016 كتابخانه كاخ گلستان 

گلشن راز شبستري- كتابت خفي عالي رقم ميرعماد- كاخ گلستان .

ديوان حافظ كتابت عالي رقم ميرعماد كاخ گلستان .

گلستان سعدي كتابت ممتاز رقم ميرعماد كاخ گلستان .

تكلمهالنفحات عبدالغفور لاري كتابت خفي و عالي رقم ميرعماد سنه 992 ه.ق كاخ گلستان .

بوستان سعدي كتابت خفي و ممتاز رقم ميرعماد كتابخانه مجلس

بوستان سعدي سنه 1012 در مجموعه دولتي افغانستان

مثنوي گوي و چوگان رقم ميرعماد در همان مجموعه

تحفه الملوك رقم ميرعماد سنه 1019 در كتابخانه سركاري رامپور هند

الاسما الحسني رقم ميرعماد در همان كتابخانه

سبحه الابرار جامي رقم ميرعماد سنه 972 در همان كتابخانه

رساله نصايح رقم ميرعماد سنه 1005 ه.ق

مناجات خواجه عبدالله انصاري رقم ميرعماد در همان كتابخانه

زينه الملوك رقم ميرعماد در همان كتابخانه

پند نامه جامي بفرزند خود رقم ميرعماد در كتابخانه ملك

مناجات نامه خواجه عبدالله انصاري رقم ميرعماد مجموعه دكتر عبدالله فروهر

هفت بند حسن كاشاني رقم ميرعماد مجموعه جعفري اديب اصفهاني

رباعيات خيام رقم ميرعماد مجموعه عالي تورك گلدي سفير تركيه

مناجات حضرت علي ( ع ) در كتابخانه دانشگاه استانبول

مرقع ميرعماد سنه 1018 و 1012 در كاخ گلستان

مرقع ميرعماد در كتابخانه ملي پاريس

مرقع ميرعماد سنه 1013 كتابخانه دانشگاه استانبول

مرقع ميرعماد سنه 1003 و 1024 در همان كتابخانه

در كتابخانه كاخ گلستان كتابخانه ملي كتابخانه ملك كتابخانه مجلس كتابخانه آستان قدس موزه كابل موزه دهلي دانشگاه استانبول كتابخانه لنين گراد كتابخانه پاريس .كتيبه ايي با رقم ميرعماد در تكيه مير فندرسكي در اصفهان كه در اتاقي مجاور آرامگاه او موجود است . بقلم 2 دانگ و غزل معروف حافظ است :

روضه خلد برين خلوت درويشان است          مايه محتشمي خدمت درويشان است .


پيشينه خط در جهان اسلام

براي شناسايي اولين خط در جهان اسلام مي بايست مروري بر پيشينه خط ابتدایی  در عربستان داشت زيرا خطي كه بنام خط اسلامي مشهور شد و از عربستان خارج شد ارتباطی به اعراب نداشت . در واقع اعراب ساكن حجاز خطي براي نوشتن نداشتند و خطي كه پس از مبعث بنام خط عربي مشهور شد ارتباطي به مردم حجاز ندارد . خط عربي ابتدا به دو صورت مبسوط و مستدير بود در نوع اول مايل به تربيع و مسطحات آن زواياي مستقيم داشت و در نوع ديگر حروف آن مايل به انحنا و دوار بود و خط زاويه دار و مسطح را که بعدها كوفي ميگفتند و خطي كه دور آن بيشتر و سرعت گردش قلم در آن زياد بود بنام نسخ حجازي نام گذاري شد .

بررسي پيشينه خط حجاز بيشتر توسط روايات و خواندن سنگ نبشته ها امكان پذير شد . سنگ نبشته ها يي در نواحي متفاوت عربستان و سوريه بدست آمد كه نشان دهنده سابقه خط اوليه در عربستان است مانند:

خط نبطي از خط مسند آمده كه خط حميريان بوده كه در يمن زندگي ميكردند و يمني ها خط خود را از آرامي ها گرفتند كه از خطوط متداول ايران در دوره هخامنشي و اشكاني بود . نام خطي كه از حيره به حجاز رفت مشخص نيست و مردم حيره زمان آل منذر خط خود را جزم ميگفتند كه جدا و قطع بود و خط مسند از خط حميري گرفته شده بود .

پس خط عربي در سرزمين ايران سرچشمه گرفته و در حجاز رايج شده است .

 

در ارتباط با سابقه خطوط بايد به خط هيروگليف مصري رجوع كرد . فينيقي ها تيره ايي از نژاد سامي بودند و با مصريان ارتباط تجاري داشتند آنان حروف را از مصريان آموختند و خطوط تصويري آنها را ساده تر كردند و در مكتوبات تجاري خود بكار بردند اين خط منشا خطوط اروپا گرديد .

از خطوط فينيقي خط آرامي با 22 حرف ساخته شد كه حتي بر مهرها و سكه هاي هخامنشي هم حك گرديد .

بنا به اعتقاد برخي خط عربي شعبه ايي از خط فينيقي است از خط فينيقي كه ريشه در خط هيروگليف دارد 4 خط ديگر ايجاد شد مانند :

1- خط يوناني قديم كه ريشه خطوط اروپا و خط قبطي است .

2- خط عبري قديم كه مورد استفاده يهوديان است .

3- خط مسند كه منشا خط حبشي بود و بصورت چهار گانه خط : ( صفوي ثمودي لحياني سبايي حميري ) است .

4- خط آرامي كه ريشه در 6 خط دارد شامل : ( فارسي باستان هندي عبري تدمري سرياني نبطي ) است .

خط عبري بعدها به  دوبخش يعني كوفي و نسخ تقسيم شد كه خط كوفي آن از خط سرياني گرفته و بنام خط سطرنجيلي معروف است و ديگر خط نسخ حجازي يا ناقص است كه از نبطي گرفته شد .

 

ديگر منبع بررسي ريشه خط  مشهور به عربي رواياتی است كه در ارائه منشا خط عربي منقول است .

طبق روايات اصل اين خط به شهر انبار باز ميگردد .

در خبر اول انتقال این خط  از انبار به حيره واز آنجا به مهاجرين رسيد و در خبر بعدي خط عربي را از انبار دانسته اند كه به اهل كوفه رسيده است . 

خط عربي اوليه قبل از اسلام توسط ( حرب ابن اميه بن شمس ) وارد مكه شد و حرب در اثناي سفر خود خط را از چند نفر آموخت . بشر بن عبدالملك برادر اكيدر صاحب دومه الجندل و بشر از مردم كنده بود و با حرب ابن اميه وارد مكه شد و دختر او صهبا را بزني گرفت و خط را به جمعي از اهل مكه تعليم داد .

در مورد ورود خط به عربستان روايت است كه عبدالرحمن بن زياد بن انعم از پدر ش نقل ميكند كه از ابن عباس سئوال كردم : شما قريشي ها قبل از بعثت خط را از كه آموختيد ؟

گفت از : حرب بن اميه .

پرسيدم : او از كه آموخت ؟ . گفت : از عبداله بن جدعان .

گفتم : او از كه آموخت ؟ . گفت : از اهل انبار .

گفتم : آنان از كه آموختند ؟ . گفت : از اهل حيره .

گفتم : اهل حيره چطور ؟ . گفت : از يمني ها كه بر قبيله كنده وارد شده بود .

گفتم : آنان چطور ؟ گفت : از خلفجان كاتب وحي حضرت هود .

حروف الفباي قديمي ترين خط عربي با نوشته هاي نبطي شباهت دارد كه شكسته نويسي بود و از خط نبطي اشتقاق يافته است .

خط مشهوربه  عربي ريشه در خط آرامي دارد و طرز تكوين آن با خطوط پالمير يا استرنجلو شباهت دارد .

 

 

 

خطوط اسلامي

 

خطوط اسلامي شامل :

كوفي ثلث نسخ توقيع رقاع محقق ريحان تعليق ديواني رقعه نستعليق شكسته نستعليق  است . خطوط فرعي و تفنني هم جزو خطها هستند .

 

پيدايش خط اسلامي

 

منشا آن آغاز مشخصي ندارد و تكامل خط در ابتدا تدريجي بود و تشخيص و ريشه يابي آن بر اساس بررسي جزئيات در اشكال و صور حروف هر خط امكان دارد .

 انواع و اقسام خطوط اسلامي ريشه در دو خط كوفي و نسخ ناقص دارد . تكامل خطوط در طي 6 دوره متفاوت صورت پذيرفت كه شامل :

1- تطور ابتدايي : خط در اين دوره كوفي ساده است كه در ابتدا بدون نقطه و اعراب بود و ضوابط نداشت و خواندن آن مشكل بود و بيشتر قرآنهاي سده اول اسلامي با اين خط نوشته ميشد كه تمام سطح بود و دور نداشت .

بعدها به دليل انتشار دين اسلام در تمام بلاد تازه مسلمان و به جهت ممانعت از تحريف قرآن يكي از شاگردان ایرانی الاصل  امام علي ( ع ) بنام ابوالاسود دوئلي در سال 69 ه.ق نقطه را ابداع كرد و مشكل خواندن قرآن را تاحدودي رفع نمود . بعدها در نقطه گذاري حروف در اواخر بني اميه در زمان عبدالملك توسط نصر بن عاصم و يحيي ابن يعمر اهوازي صورت گرفت و از نقاط قرمز رنگ در بالاي حروف وظيفه اعراب گذاري صورت پذيرفت تا اينكه در نهايت حركات و ضوابط نزديك بشكل امروزي بدست خليل بن احمد فراهيدي در سال 170 ه.ق وضع شد .

2- تطور عظيم : خاندان بني عباس و بني اميه در رواج خط كوفي بسيار كوشيدند به نحوي كه دوره عظيم خط در زمان خلافت آنان صورت گرفت كه دو دوره داشت يكي قبل از مامون كه دوره تحول و اختراع اقلام بود و ديگري در دوره خلافت مامون بود كه با دسته بندي اقلام و انتخاب اقلام همراه بود . اين اقلام شامل :

قلم جليل : سجلات ديباج طومار كبير ثلثين صغير ثقيل زنبور موامرات حرم عهود قصص اجوبه نصف ثقيل ثلث كبير .

3- تطور سوم : اين دوره مصادف با زمان ابوعلی محمد ابن مقله بيضاوي شيرازي وزيرایرانی  دربار عباسي در سال 328 ه.ق و برادرش بود . كار ابن مقله پايان دادن به بي سروساماني اقلام و پيش گيري از هرج ومرج در خط و انتخاب 14 نوع خط و اصلاح خطوط و ايجاد قاعده و سطح ودور است . او ابعاد حروف را هندسي نمود و 12 قاعده در خوشنويسي ايجاد كرد شامل :

 

( تركيب كرسي نسبت ضعف قوت سطح دور صعود مجازي نزول مجازي اصول صفا شان ) .

ابن مقله از خطوط كوفي 6 خط متفاوت ايجاد كرد كه بنام اقلام سته معروف است که طبقه بندی آن  مانند خطوط 7 گانه قبل از رواج دین اسلام در ایران میباشد .

 

4 تطور چهارم : بدست ابوالحسن علي بن هلال مشهور به ابن بواب ( 413 ) در عهد القادر باله عباسي و بهالدوله ديلمي بود . ابن بواب شاگرد دختر ابن مقله بود و كارش تكميل عده اقلام انتخابي ابن مقله براساس قواعد هندسي أن است كه در نهايت قلم ريحان پديد أمد .

 

5 تطور پنجم : دوره تعديل خطوط و تثبيت اقلام سته ابن بواب توسط ياقوت مستعصمي در سال 698 ه.ق است . وي اقلام سته را تثبيت و تكميل كرد . از شاگردان ياقوت :

يوسف مشهدي احمد سهروردي نصراله طبيب ارغون كاملي سيد حيدر گنده نويس مباركشاه بن قطب تبريزي .

 

6 -تطور ششم :  اين دوره زمان پيدايش 3 خط جديد است كه در فاصله سه قرن در ايران ابداع شد و از قرن 6و7 ه.ق شروع و در قرون 8و9 پخته و در قرون 10 و 11 ه.ق كامل گرديد . اين سه خط شامل : تعليق نستعليق شكسته نستعليق است .

از كاتبان أن : خواجه تاج سلماني اصفهاني خواجه اختيار منشي گنابادي ميرعلي تبريزي جعفر بايسنقري سلطانعلي مشهدي ميرعلي هروي مالك ديلمي ميرحسين تبريزي باباشاه اصفهاني ميرعماد حسني سيفي قزويني .

شناسايي انواع خطوط اسلامي

 

1- خط كوفي : در قرن اول اسلامي بصورت ساده بود كه به رسم الخط مكي ومدني و كوفي نوشته ميشد . در اواخر بني اميه و اول بني عباس از عربستان خارج شد و در طول 3 قرن به انواع مختلف در آمد . در زمان عباسيان ( 132-656 ) خط كوفي به رتبه بالا رسيد و 50 نوع از آن بوجود آمد . معروفترين آن ( كوفي محرر مشجر مربع مدور متداخل ) است اين خط تا قرن 7 و8 ه.ق معمول بود و بيشتر در كتيبه ها و سر سوره هاي قرآن و عناوين كتب بكار ميرفت و در قرن 11 ه.ق بكلي فراموش شد . خط كوفي به دو دسته مشرقي و مغربي تقسيم شده است .

كوفي مغربي مانند : قيرواني ( اندلسي قرطبي فاسي ) تونسي جزايري سوداني است .

كوفي مغربي ريشه در خطوط كوفي قديم دارد و كهن ترين خط مغرب زمين است كه به سال 300 ه.ق ميرسد و بخط قيرواني معروف است . بعد از انتقال پايتخت از قيروان به اندلس بنام خط اندلسي يا قرطبي مرسوم ومعروف شد .

خط تونسي را چاشني خط نسخ ميدانستند و مشابه خط مشرقي است .

خط كوفي مشرقي با سه شيوه متفاوت بكار رفت يكي با شيوه اصيل عربي بود كه شامل خط مكي و مدني است خط كوفي بصري شامي مصري .

شيوه دوم شيوه ايراني است و شيوه سوم مختلط ميباشد .

خط كوفي مشرقي در مصحف نويسي كتيبه مساجد كاشي كاري ظروف فلزي سنگي بكار ميرفت .

انواع خط كوفي

 

1- كوفي ساده ( محرر ) : در قرآن ودر كتيبه هاي قرن 1 ه.ق بكار رفت و كتيبه مسجد ابن طولون در قاهره به اين خط است . از شيوه كوفي ساده ايراني اكثر قرآنهايي كه در ايران نوشته شده است را ميتوان نام برد .

2- كوفي تزئيني : در اين نوع بر خلاف ساده كه با اصول معيني نوشته ميشد فقط حروف الفبا رعايت ميشود و اكثر سخت و پيچيده است و در آن تصرف و ابداع شده و براي ايجاد نظم و ترتيب و ايجاد قرينه سازي زمينه متن را با نقاشي و شاخه و برگ و تزئين هندسي پر ميكنند كه حروف در آن پنهان شود . انواع آن شامل :

مشجر مورق مزهر مظفر معشق موشح است . منشعب و ريحاني نوع ديگر خط كوفي تزئيني است .

3 كوفي بنايي ( معقلي ) : منحصر به بنا با زمينه مربع مستطيل متداخل است كه با طرح هندسي از تيموري و صفوي بكار رفت و به صورت آسان متوسط مشكل ميباشد .

2-خط ثلث  :از خطوط ابداعي ابن مقله است كه ريشه در خط كوفي دارد و بنام ام خطوط معروف است . خاندان بني عباس در زمان مامون در رواج آن بسيار كوشيدند و ايرانيان اهل فن بودند . جزو خطوط محكم ومستدير است و براي نوشتن كتيبه ها سرلوح عناوين بكار ميرفت . وجه تسميه آن مختلف است برخي گويند چون در ابتدا به ورقي به قطع ثلث كتابت شد به اين نام معروفيت يافت و برخي گويند چون سطح و دور آن شش دانگ است يعني يك سوم آن را ثلث گويند . اين خط به خط نسخ شبيه است با اين تفاوت كه در ثلث حروف تشعير دارد يعني انجامه هاي آن در حروف تند وتيز است و هم دور و خميدگي حروف آن بيشتر از خط نسخ است .

3- خط نسخ : در كتيبه هاي قبل از اسلام نوعي ازنسخ رواج داشت . در آغاز اسلام تا نيمه هاي قرن 1 براي كتابت نامه ها بكار ميرفت و همزمان با كوفي تا قرن 3و4 بصورت ناقص رواج داشت . خط نسخ ناقص بنام نسخ حجازي معروف بود و دوران ترقي آن از اواخر قرن 3و4 است خطي يكنواخت كامل معتدل منظم و روشن است . اين خط 2 قسمت دور و 4 قسمت سطح است اختراع آن را به ابن مقله در قرن 4 ه.ق نسبت ميدهند . انواع خط نسخ بنامهاي زير معروفيت دارد :

نسخ تركستاني تركي تعليق شرقي نيريزي .

نسخ در قرن 12 ه.ق توسط احمد نيريزي از ثلث به نسخ كاملا تمايز يافت و بنام نسخ ايراني معروفيت يافت .

4- خط توقيع : ريشه در خط ثلث دارد و با دو شيوه متداخل در ممالك عربي رواج يافت كه شامل خط اجازه و ديگري از قطعات خط استادان ايجاد شد اين خط را با اين نام خوانند زيرا خلفا و وزرا بر پشت كتب ونامه با اين خط مينوشتند . توقيع در لغت به معناي دستخط و امضا است و در عرف خطاطان خطي است كه ريشه در خط ثلث خفيف دارد كه دور وسطح آن همسان وبرابر است . شيوه مشهور وكهن آن همان توقيع مطلق است كه در كتابت به اندازه ثلث است . اين شيوه را برادر ابراهيم سنجري بنام يوسف اختراع كرد و فضل بن هارون ذوالرياستين پسنديد و دستور داد تا مكاتبات ديواني را با آن كتابت كنند و به آن رياسي ميگفتند . شيوه آن با ثلث هماهنگ است اما دگرگوني هايي با ثلث دارد يعني قلم توقيع مدورتر است اما قط قلم ثلث تحريف دارد . در توقيع حروف گردتر و گودتر از حروف ثلث است . شيوه ايي از اين خط در سده 9 در كتابت مجوزهاي فرهنگي و اجازه نامه هاي معمول در نظام خوشنويسي رواج يافت كه بنام خط اجازه معروف بود . خط اجازه هياتي نازك و ظريف دارد و حروف در آن دور بيشتري دارد تا در توقيع مطلق .

5- خط محقق: از باب حقق تحقيق مي آيد بمعني استوار ومحكم است . خطي شكوهمند وزين و درشت است با فواصل منظم و معين و بدون تداخل  است . خطي است كه حروف آن در هيات مفرد و مركب كامل صحيح و تمام باشد . يك چهارم آن دور و بقيه سطح است در عهد بني عباس در عراق وراقان با آن مينوشتند كه به آن عراقي يا وراقي مي گفتند . خط رقاع نقطه مقابل خط ديواني است محقق از ثلث آمده يعني يك نقطه بر ثلث افزوده و سطح آن را بيشتر كرده است اين خط بيشتر شبيه كوفي ساده است در خط محقق هيچ حرفي با حروف ديگر اشتباه نميشود چون حروف به صورت ثابت است

6- خط رقاع : خطي مانند ثلث و توقيع است . قلمي است كه رقعه هايي بر برگهاي كوچك در مكاتبات لطيف و داستان ها و حكايات مينوشتند . اين قلم در دور مايل تر و زبانه قلم در تراش كوتاهتر از توقيع است . حروف رقاع ريزتر و لطيف تر است آيات قرآن و كتب و تاريخ و نام كاتب را با خط رقاع مينوشتند پس از رواج خط اجازه در تركيه اين خط متروك شد . در لغت بمعناي رقعه است بمعني پاره ها و گونه ايي خط است كه با آن مكاتبات ديواني و قصه هارا بر روي رقعه كتابت ميكردند و حروف و صور آن به ثلث و توقيع شباهت دارد به نسبت با توقيع , رقاع دور بيشتري دارد .

7- خط ريحان : پس از محقق آمده و از آن جدا شد . ريحان بمعني ناز بو و گياه خوشبو است . بسيار ظريف و لطيف است و شكل كوچك محقق است . نوشتن حروف ريحان مانند محقق است جز اينكه در ريحان نازك است و محقق و ريحان هر دو شبيه ثلث اند .  ( الف ) در محقق راست و كلفت و در ريحان راست و باريك است . در قرن 10 و 11 ه.ق خطوط محقق و ريحان در نوشتن مصحف و ديوان بكار ميرفت . اين خط منسوب به ريحاني متوفاي 219 ه.ق يا ابن مقله است . يك قسمت و نيم دور دارد و 4 قسمت و نيم سطح است .

8- خط تعليق : از توقيع و رقاع و نسخ ايراني است . نوعي خط تحريري است كه با دخالت خط پهلوي و اوستايي وضع شد از قرن 5و6 ه.ق شروع و در قرن 7 ه.ق بصورت تعليق در آمد و در قرن 8 ه.ق رواج يافت . در قرن 7و8 ه.ق بدليل تند نويسي در كتابت درباري و ديوان بكار رفت و بصورت شكسته در آمد . خط ديواني نوعي از خط تعليق است كه براي كتابت انعامات ملكي و امور نوشتاري ديواني جلي در اواخر قرن 10 ه.ق ايجاد شد و در كتابت بزرگ و مهم و رسمي مورد استفاده بود و بعدها كه در تركيه خط لاتين آمد اين خط متروك شد . خط ديواني در ايران كاربرد نداشت . تعليق تا قرن 10 در ايران رايج بود و در قرن 13 كمتر شد و در نوشتن احكام و فرامين بكار رفت تعليق در لغت بمعني در آميختگي و در عرف خطاطان خطي است كه بين رقاع و توقيع آويخته و معلق است . دور آن 5 دانگ و سطح آن 1 دانگ است اين خط ريشه خط نستعليق است و پيچ و تاب مفردات و طريقه چسباندن حروف جدا در آن زياد است  . در تاريخ پيدايش آن آمده كه اول حسن بن حسين علي فارسي كاتب عهد عمادالدوله ( 320 338 ) رسالات ديواني خود را به تعليق مينوشت اين خط ابتدا بصورت ساده بود و در سده 9 ه.ق خواجه تاج سلماني آن را اصلاح كرد و بيشتر مكاتبات تيموري با آن كتابت ميشد به اين علت واضع آن را تاج سلماني ميدانند .

9- خط نستعليق : پس از تعليق به فاصله يك قرن در قرن 8 ه.ق توسط ايرانيان اختراع شد و از تركيب نسخ و تعليق بوجود آمد و به عروس خطوط اسلامي معروف است . اين خط توسط مير علي تبريزي در قرن 8 ه.ق وضع شد و انواع آن شامل : نستعليق انيسي تحريري تركي هندي است .

10-  خط شكسته نستعليق : نستعليق بدليل تند نويسي در قرن 12 ه.ق بصورت شكسته در آمد . اوج آن در قرن 12 و 13 ه.ق با ظهور خوشنويساني همچون مرتضي قليخان شاملو شفيعا درويش عبدالمجيد طالقاني سيد گلستانه بود . در قرن 13 ه.ق خط شكسته تداوم يافت و توسط قائم مقام فراهاني و امير نظام گروسي در اين خط تصرفاتي پديد آمد و ساده شد .

11-  از ديگر خطوط اسلامي ميتوان از خطوط زير نام برد : خط طغري شبه طغري مثني معما متفرقه تفنني قطعات جامع فانتزي گرافيكي -خط سياه مشق -خط آيينه -خط اجازه -خط اصفهاني -خط اوهل -خط بابري -خط باژگونه -خط بريده قطاعي -خط بهاري -خط بيضاوي -خط تحصيلي -خط تنزيل -خط توامان -خط چپ -خط چشم موري -خط چليپا -خط حروف التاج -خط حسن -خط حميري -خط دشتي -خط ديواني. -خط رمل-خط روان -خط رياسي -خط ريحان. -خط سايه دار -خط سنبلي -خط سياق. -خط شجري -خط شعله -خط شفيعا -خط طاووسي -خط عرايض -خط غزلاني -خط غير تحصيلي -خط قصص -خط قيرواني -خط لرزه -خط متبع -خط مخترع : -خط مرسل -خط مزور -خط مستدير -خط مسلسل -خط مسند - خط مشكل -خط مصنوع : -خط معما -خط مغربي -خط مناشير -خط منسوب : -خط موامرات -خط ناخني -خط نشسته : -خط هلالي-. خط ياقوت

 

 

 

 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1387/02/30 توسط امیرفرمانی
درباره وبلاگ

امیرفرمانی هستم - عزیزان هنر مند سوالات و نظرات خود را با ایمیل farmani_59@yahoo.com یا ID وبلاگ farmani_59 اعلام نمایید .

farmani_59@yahoo.com
bahar 20